تبليغاتX
روزنه ی تنهایی - وقتی همه کار می کنی و "بله قربان" نمی گویی...
سلام . این هفته هم مثل هفته های قبل نام 2تن از اسرای جنبش سبز زنده است ... و این بار نوبت مردی است که تنها جرمش آزاده بودن است ... محسن صفایی فراهانی که زمانی رییس فدراسیون فوتبال بود ، حالا بیش از 100 روز است که ناجوانمردانه و بدون هیچ جرم و گناهی در بازداشت است . او هم مثل خیلی های دیگر فردای انتخابات و در ادامه ی سناریوی کثیف حاکمان دیکتاتور دستگیر شد تا بیاید و در دادگاه اعتراف کند که "آه ، من از عملکرد خود پشیمانم " نمی دانم آقای صفایی فراهانی از کدام کارش باید پشیمان باشد ؟...

از این که با توان بالای مدیریتی خود فوتبال را سر و سامان داد ؟

یا از این که حاضر شد فقط برای جلوگیری از تعلیق فوتبال ایران در نقشی نمایشی کار کند تا AFC که فقط او را قبول داشت راضی باشد ؟

یا از این که طرز فکرش اصلاحاتی بود ؟

...

یا شاید از این که در برنامه 90 ، یکی از هزاران کذب و دروغ دولت نهم را آشکار ساخت و چنان کیومرث هاشمی را تحقیر کرد که خار شدن نورچشمی علی آبادی ، نقل هر محفل شد ...

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود ...

... که ای کاش شیر و پلنگ در این جا خانه می کردند تا مجال به کفتارها نرسد .

***

چه می خواستید که مدیر خوش پوشمان را با لباس زندان و دمپایی به دادگاه آوردید ؟ عقده ی کدام نهروان در سینه های شماست که این طور به خیمه ی قلب آزادگان آتش می زنید ؟ در کدام ثقیفه تجمع کردید که امروز ما را یتیم می خواهید ؟ ای نفرین بر همه ی کفتارها و میمون هایی که حالا مجالی برای عرض اندام پیدا کرده اند . هان ! شیر در بند هم ترس دارد ؟ برای همین تحقیر می کنید ؟ می گویید با لباس زندان بیایند ، اعتراف کنند و ابراز پشیمانی کنند تا میل جگرخواریتان ارضا شود ؟ چه اندیشیده اید با خود ؟ صفایی فراهانی نه فقط در قلب اصلاح طلبان است که در قلب هر وجدان سبز است و فراتر از آن ، در قلب همه ی آزادگانی است که این روزها خوب می دانند اگر برای غیر سیاست و من جمله ورزش هم از جان مایه بگذاری و بله قربان نگویی ، سرنوشتت این خواهد بود . تف به این روزگار زبون .

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در دوشنبه 1388/07/27 و ساعت 9:59 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی