
از این که با توان بالای مدیریتی خود فوتبال را سر و سامان داد ؟
یا از این که حاضر شد فقط برای جلوگیری از تعلیق فوتبال ایران در نقشی نمایشی کار کند تا AFC که فقط او را قبول داشت راضی باشد ؟
یا از این که طرز فکرش اصلاحاتی بود ؟
...
یا شاید از این که در برنامه 90 ، یکی از هزاران کذب و دروغ دولت نهم را آشکار ساخت و چنان کیومرث هاشمی را تحقیر کرد که خار شدن نورچشمی علی آبادی ، نقل هر محفل شد ...
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود ...
... که ای کاش شیر و پلنگ در این جا خانه می کردند تا مجال به کفتارها نرسد .
***
چه می خواستید که مدیر خوش پوشمان را با لباس زندان و دمپایی به دادگاه آوردید ؟ عقده ی کدام نهروان در سینه های شماست که این طور به خیمه ی قلب آزادگان آتش می زنید ؟ در کدام ثقیفه تجمع کردید که امروز ما را یتیم می خواهید ؟ ای نفرین بر همه ی کفتارها و میمون هایی که حالا مجالی برای عرض اندام پیدا کرده اند . هان ! شیر در بند هم ترس دارد ؟ برای همین تحقیر می کنید ؟ می گویید با لباس زندان بیایند ، اعتراف کنند و ابراز پشیمانی کنند تا میل جگرخواریتان ارضا شود ؟ چه اندیشیده اید با خود ؟ صفایی فراهانی نه فقط در قلب اصلاح طلبان است که در قلب هر وجدان سبز است و فراتر از آن ، در قلب همه ی آزادگانی است که این روزها خوب می دانند اگر برای غیر سیاست و من جمله ورزش هم از جان مایه بگذاری و بله قربان نگویی ، سرنوشتت این خواهد بود . تف به این روزگار زبون .
