تبليغاتX
روزنه ی تنهایی
سلام . اول میلاد باسعادت مولود کعبه ، حضرت علی (ع) را به همه ی عزیزان ، خصوصا مردان ، و خیلی مخصوصا خدمت پدران گرامی که بار دیگر این روزها کمدی پر از جوراب های نو خواهند داشت ؛ تبریک عرض می کنم .

***

این شعر هم بعد مدت ها بوی شادی و خوشی گرفته . پیشنهاد می کنم طبق جدول اعلام قطعی برق ، دقیقا قبل از رفتن برق بخونیدش و تا ۲ ساعت در تاریکی و گرما ازش لذت ببرید ؛ و ... جاهاییش شاید نیاز به فکر و تامل بیشتری داشته باشه ، اونایی که وقتشون پره که هیچ ، اما اونایی که مثل من علاف می گردن که بیکار نباشن براشون خوبه . یه خورده سرشون گرم می شه ... حالا با این همه مقدمه چی قراره باشه ؟!!!

یا رقص کنان با من یا وقت سفر پرواز

دزدید به یک عشوه عقل و دل من طنّاز

با وصل تو ای حوری عالم متحیر شد 

خورشید مه شب شد ، آتش به چمن دمساز

مهتاب تو سوسو من ، دریا تو و من قطره

شاید من و تو انسان ... فرمانده تو من سرباز

امشب من و تو با هم ، از تو غزل از من جان

تقدیم به عشق آن گاه در گور بریم این راز

روزی به جهانی که باقی است پدید آییم

آن جا همگان جمع اند هش دار به چشمی باز

آرام فرو بنشین بر عرصه ی لب هایم

تا معجزه ی بوسه رامت کند ای لجباز

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در سه شنبه 1387/04/25 و ساعت 2:22 |
آخرین پست این وبلاگ حدود ۲روز زنده بود و به دلیل توجه به نظرات برخی دوستان از بین رفت که احتمالا ۹۹٪ اونو ندیدید (همون بهتر که ندیدید وگرنه منتقدان میشدن زیاد تا) بحث سر ناقص بودن و از این شاخه به اون شاخه شدن بود. ظاهرا خیلی از دوستان حاضر نیستن هیچ وقتی برای نگاه کردن به سایت هایی که لااقل حقیقت رو انعکاس میدن بذارن ؛ به همین خاطر این بار  اصل مطلب رو از سایت iranpressnews کپی کردم .

هجدهم تیرماه، یادآور ایستادگی دانشجویان است، روزی که خوابگاههای دانشجویان چند دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد، روزی که لباس شخصی ها با تمام قوا به دانشجویان حمله بردند، آنها را کتک زدند، از بالای ساختمان به بیرون پرت کردند و بسیاری از آنان را دستگیر کردند. در این حادثه زندگی بسیاری از جوانان کوشنده میهن از بین رفت که بی گمان بسیاری از آنها را می شناسید.

این روز، روزی نیست که بتوان آنرا به سادگی از حافظه ها پاک کرد، یاد عزت ابراهیم نژاد(شهید کوی دانشگاه در هجدهم تیر)، اکبر محمدی (قربانی هجدهم تیر که چند سال بعد در زندان به طرز مشکوکی فوت کرد) و بسیاری دیگر از قربانیان در خاطره ها باقی خواهد ماند. هنوز کسانی هستند که از سال هفتاد و هشت تا کنون در زندان به سر می برند، مانند بهروز جاوید تهرانی که پس از گذشت نه سال از واقعه هجدهم تیر هنوز زندانی است و در وضعیت جسمانی بدی به سر می برد.

دانشجویان و مردم هر ساله این روز را که نماد جنبش دانشجویی در سالهای پس از انقلاب است گرامی می دارند؛ و ما نیز در این روز خود را همراه دیگر دانشجویان می بینیم و در صف آنان می ایستیم و سعی خواهیم کرد که یاد این روز را، باشکوه نگه داریم. ما خواستار رسیدگی به پرونده عاملان قتل عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و دیگر کشته شدگان در زندان مانند ولی الله فیض مهدوی،زهرا کاظمی،زهرا بنی یعقوب،ابراهیم لطف اللهی و دیگران هستیم و همچنین خواستاریم زندانیانی که به دلیل اعتقاداتشان در زندان به سر می برند هرچه زودتر آزاد شوند. بهروز جاوید تهرانی به عنوان تنها زندانی که ما از زندانیان هجدهم تیر می شناسیم باید آزاد شود.

همچنین بسیاری از دانشجویان سراسر کشور در زیر فشار نیروهای امنیتی قرار دارند. بسیاری از این دانشجویان به تعلیق تحصیل یا محرومیت از تحصیل محکوم شده اند، تعدادی از آنان در زندان و بازداشت به سر می برند و تعدادی از آنان با وثیقه های سرسام آور آزادند و منتظرند تا دادگاه های آنها تشکیل شود. دانشجویی که باید بوسیله هوش و تیزبینی خود کمکی در راه پیشرفت کشور باشد، اینگونه درگیر می شود و در بسیاری از موارد مسیر زندگی او عوض می شود. علاوه بر این، مدتی است شاهد تجاوز مسئولین دانشگاه به دانشجویان در دانشگاه هستیم، به تازگی این گونه فسادهای اخلاقی از طرف مسئولین رده بالای حراست و کمیته انظباطی دانشگاه در دانشگاه های کرمانشاه،سهند تبریز و زنجان باعث برافروخته شدن دانشجویان در سراسر کشور شد. بدیهی است، تا زمانی که اینگونه ستم ها و فسادهای اخلاقی از دانشگاه ها رخت بر نبندد نمی توان از دانشگاه و دانشگاهیان انتظار تولید علم ، پژوهش و مطالعه داشت.

جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان آزاداندیش اصفهان
16/3/87

***

در پست ۷/۲/۸۷ از سریال شهریار تعریف و از کمال تبریزی تشکر کرده بودم . البته هنوز هم معتقدم ایشان اگر بهترین نباشد ، یکی از بهترین های عرصه ی تصویر در ایران است؛ ولی مطلبی رو می خوندم  که خلاصه اش اینه که  دختر استاد شهریار به شدت از سریال و عدم تطبیقش با واقعیت انتقاد کرده بود . شاید اگه همون متنی که ابتدای سریال "روزگار قریب" نوشته میشه برای سریال شهریار هم به کار می‌رفت انقدر اعتراض در پی نمی داشت . به هر حال دختر استاد حق دارند وقتی سریالی به نام پدرشان را می بینند ، تصویری متفاوت از حقیقت نبینند . آرزو می کنم مطالعه و تحقیق که عنصر اصلی ساخت چنین سریال‌هایی است (یا باید باشد) پیش از هر چیز دیگری مورد توجه قرار بگیرد .

با تشکر از نصیر رضایی نژاد عزیز

***

از همین جا (سو؟) استفاده می کنم و دعوت می کنم هفته ی دیگه هم سر بزنید . اون دیگه شعره به جون خودم . (حالا اگه آماده نشه جون من چی میشه ؟!!!)

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در سه شنبه 1387/04/18 و ساعت 0:0 |
سلام . در همین ابتدا میلاد بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر رو با چند روز تاخیر تبریک میگم . ولی باور کنید دسترسی نداشتم که زودتر تبریک بگم و بی تقصیرم واقعا !!!

بعد هم ...

کاش می شد تو زندگی با هیچ کس آشنا نشد ؛ کاش اصلا آشنایی جدید ممکن نبود ؛ اقلش اینه که زجر دلتنگی دیگه کاری به کار دل ما نداشت ...

جدا سخته . دل داشتن خیلی مزیتا داشته باشه ، این یه بدی رو هم داره . آدم وقتی با یه عده یه مدت زندگی می کنه عجیب وابستشون میشه ؛ حالا فرقی نمی کنه که اون عده کین ، اون مدت طولانیه یا کوتاه و ... دیدی وقتی از سفر برمی گردی (که همسفرات غیر از کسایین که باهاشون زندگی می کنی یا حتی از سفری که آخرش با یه عده آشنا خداحافظی کردی ) یکی دو روز چه حالت گرفتس ؟!... خیلی وقتا مطمئنی اون آدما رو دوباره یه جایی و یه روزی خواهی دید ، ولی توفیری نداره ، دلت گرفتس ، شاید فقط واسه خودت و خودش... دیگه حالا چه برسه به یه زندگی یه ساله؛ هر چند که کمتر از ۳ماهه دیگه همشونو خواهم دید .

صفای دل هر چی عاشق و دلداره .

 

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در پنجشنبه 1387/04/06 و ساعت 20:26 |
سلام .

 

WE ARE THE CHAMPION

 

ONLY BLUE

 

ONLY ESTEGHLAL

 

قهرمانی استقلال رو به همه ی کسانی که خون آبی

تو رگ هاشون جریان داره تبریک می گم .

راستیتش یه سری مطالبی تو این چند وقت اخیر برام جالب بود ، خب شاید برای بعضیای دیگه هم جالب باشه ... حالا بعضیاش تازه تره ، بعضیاشم یه خورده بیات شده که البته ایرادی نداره که...

۱- اگه ممکنه نظرتون رو راجع به این تیتر روزنامه (۱۹/۳/۸۷) بنویسید :

"سهمیه ی بنزین خودروهای مدل بالا برداشته می شود ."۱

۲- این جمله از آقای رئیس جمهور رو هم ؛ اگه زحمتی نیست :

" تمام شاخص های اقتصادی جز تورم خوب است "۲

۳- جدیدا طرح امنیت نوامیس از سوی نیروی انتظامی اجرا میشه که مثل طرح های قبلی در سراسر کره ی خاکی ( و حتی کره های غیر خاکی ) بی نظیره . این طوری که شنیدم ، مشکل اصلی بوقه . به پسران محترم توصیه می کنم این شی زائد رو  از بیخ بکنن تا خیال همه راحت شه ؛ وگرنه یهو دیدی ماشینو خوابوندن ، حالا اگه می تونی طوری که کسی نفهمه (مثلا پدر) بیدارش کن . ( خانم های محترم هم در جهت حفظ حقوق انسانی ، اگه ممکنه طرف پسرا رو بگیرن ؛ حالا یه پسر خاله ای ، پسر عمویی ، چیزی ، به جایی که برنمی خوره . این طوری هم شاید اون راننده از شرمندگی یهو متحول بشه ، هم از خوابیدن یه ماشین که خرج ۳تا خونواده رو میده جلوگیری میشه ) 

۴- هوای سرد --> کمبود گاز --> قطعی گاز --> قطعی برق

    هوای گرم -->  کمبود آب  --> قطعی آب --> قطعی برق

--(نتیجه ی نهایی)--> هوای ملایم --> قطعی برق ( آماده سازی برای پاییز و بهار )

۵-آقای عباس پالیزدار هم دستگیر شد که اگه غیر این اتفاق میفتاد باید تعجب می کردیم ؛ حالا سوال اینه این دولت که ۳ساله داره به خودش فشار میاره اسم مفسدان اقتصادی رو معرفی کنه ، چرا وقتی یکی این کارو واسش میکنه ، به جای این که ازش تشکر کنه دستگیرش می کنه ؟!!!

۶- دیر رسیدی ، استقلال قهرمان شد .

توضیحات :

۱) کم کمش ۴۰ میلیون ماشین سواری ، می خوای بنزینت رو هم دولت بده ؟! چشت درآد بنزین ۴۰۰ تومنی بریز توش . آخه این دولت عدالت محور تا کی نباید عدالت رو اجرا کنه ؟!!!

۲) طبیعیه دیگه ؛ مثلا بگیم همه ی اعضای یارو مثل ساعت کار می کنه ، فقط مرده . عجیبه ؟!!!

و آخر : اگه بعضی جاهاش یخ بود که نوش جونتون تو این گرما ؛ اگرم نبود که ... توقع دارید چی بگم ؟!!!

لطفا در پست قبل نظر بدید ، بلکه نگاهی هم به شعر انداختید .

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در شنبه 1387/03/25 و ساعت 18:11 |

سلام . ایام شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد .

عشق یعنی قلب چون آیینه ای

جای میخ در به روی سینه ای

عشق یعنی گریه های حیدری 

دختری دنبال نعش مادری ...

***

و این هم غزلی پاییزی ( به قول یکی از دوستان ، تقدیم به اونایی که پاییزشون از ۳ماه بیشتره )

قلبم که عاری از عشق و سلام شد

قحطی رسید و فصل بهاران تمام شد

چندی گذشت ، کودکی من به سر رسید

زانو زد آن امیر ، و دیگر غلام شد

بین من و زمانه نبردی است لاجرم

لبخند روی چهره ی زردم حرام شد

چیزی شبیه سبزی ... و ... کنج قفس ولی

حتی بهار زندگیم نقره فام شد

"شعر من از قبیله ی خونست خون من،

فواره از دلم زد و آمد کلام شد"۱

حاکم نشد به کاخ دلم این غزل ؛ و باز

دیگر غزل بیامد و حرف از قیام شد

۱:از حسین منزوی

***

...تیره شده آفِتاب

ای آرامش ابوتراب

بعد از درد و غم بی حساب

امشبو دیگه راحت بخواب ...

 

+ نوشته شده توسط مهدی مظلومی در شنبه 1387/03/18 و ساعت 0:27 |